أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
530
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
« او اين قطعه - كه آثار مردى از معاني آن ظاهر و لايح است - أنشأ كرد . » ( لباب الألباب ) . ( نقل بتلخيص از : فرهنگ فارسى ، دكتر معين ) . مصنّف - أعلى اللّه مقامه - ، با قرينه ساختن « واضح » و « لايح » ، آرايه گرى كرده است . ( 1095 ) 66 / 21 « آنانك درين آيت و حديث تأويل مىگويند عناد محض است . » . عبارت متن نظير برخى عبارتهاى گفتارى امروزى است ، و طبعا مراد اين است كه : « [ عملشان ] عناد محض است . » . ( 1096 ) 67 / 7 « در مىگذارند » . « در گذاشتن » : عفو كردن ، بخشودن . « هر چه با من كرديد در گذاشتم و هر چه با خداى كرديد شفيعتان باشم تا در گذارد » . ( ترجمه و قصّههاى قرآن ، ج 2 ، ص 1407 ) . ( به نقل از : فرهنگ ترجمه و قصّههاى قرآن ، تحقيق و تدوين : دكتر صبّاغيان ) . شايان ذكرست كه ريخت ديگر اين مصدر ، يعنى « اندر گذاشتن » ، هم در فارسى قديم به كار رفته و به همين معناست : « اندر گذاشت خداى از آنچ گذشت » ( در ترجمهء عبارت شكوهمند : « عفا اللّه عمّا سلف » ( المائدة ، 95 ) ؛ از : سورهء مائدة از قرآن كوفى كهن با ترجمهء استوار پارسى ، به اهتمام دكتر رجائي ، ص 84 ) . ( 1097 ) 67 / 13 « فتيل و نقير و قطمير » . حضرت شيخ ابو الفتوح رازى - أعلى اللّه مقامه - را در اين موضوع افادتى است ؛ نگر : تفسير شيخ ابو الفتوح رازى - طاب ثراه - ( چ شعرانى ) ، ج 3 ، ص 408 . ( 1098 ) 67 / 16 « وسخ » . « وسخ » : چرك ، ريم . ( فرهنگ فارسى ، دكتر معين ) . شيخ ابو الفتوح - قدّس سرّه - در تفسيرش ( چ شعرانى ، ج 3 ، ص 408 ) در قرينهء اين موضع متن ما ، بدرست ، « چرك و شوخ » نوشته كه همانا پارسى « وسخ » باشد . ( 1099 ) 67 / 21 « آثام » . « آثام » : جمع اثم ؛ گناهها ، بزهها . ( فرهنگ فارسى ، دكتر معين ) . در راحة الصّدور مىخوانيم : « هر كه تن خوذ را دوست دارذ آثام بگذارذ و هر كه فرزند را دوست دارد بر أيتام رحمت آرذ » ( ص 118 ) . ( 1100 ) 67 / 24 « حيىّ ابن اخطب » . در دستنوشت : « حيّى » ( با تشديد بر ياء ميانى مفتوح ) ؛ به نظر مىرسد سهل انگارى كاتب در بدقّت جاى دادن حركات و نزديك نوشته شدن حروف كلمات كه مجالي فراخ براى حركتگذارى نگذاشته است ، پديد آمدن اين ريخت را باعث آمده . ضبط ما را سنج با : خلاصهء سيرت رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - ، با مقدّمه و تصحيح أصغر مهدوى و مهدى قمى نژاد ، ص 194 و 226 . ( 1101 ) 67 / 25 « موسم » . دوست دانشور و همسخن بسياردان ، حضرت آقاى ابراهيم سپاهانى - حفظه اللّه تعالى - ، در بارهء